تبليغاتX
عشق واقعی
 

عشق واقعی

درباره وبلاگ

جزیره ی عشق

جزیره ی عشق (عشق واقعی)


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


پیوندها

زندگی (حیدر آبیار)

حسین پوربچاری

هادی آبیار (خبرنگار)

علی شادمهر


پیوندهای روزانه

دانلود جدیدترین آهنگها

بزرگترین سایت آهنگهای رپ ایرانی

شیراز پاتوق

پی سی دانلود (باحال)

سایت خفن

پاتوق حال

لینکدونی

آفهای باحال

جوکهای باحال

دانلود بهترین آهنگهای ایرانی,عربی,خارجی


نوشته های پیشین

دی 1386

شهریور 1386

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385


طراح قالب

H A M E D


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

افسوس که گذشت ...

کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم

اننتظار

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 0:2 موضوع: | لینک ثابت



معنی عشق ...

معني عشق ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم

عشق

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 0:0 موضوع: | لینک ثابت



زندگی ...

اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه خوابی رو ببین که آرزوشو داری اونجایی برو که دلت می خواد بری اونی باش که دلت می خواد باشی چون تو فقط یه بار زندگی می کنی و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری بذار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:58 موضوع: | لینک ثابت



حل معمای زندگی

زندگي جدولي است كه هر كس به حل آن پي ببرد ، جايزه اش مرگ است !!!

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:56 موضوع: | لینک ثابت



محکوم ...

دستانم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردن ولی هیچکس فکر نکرد شاید گلی کاشته باشم

خیال

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:54 موضوع: | لینک ثابت



بازی روزگار ...

بازي روزگار را نمي فهمم... من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را... ديگري مرا... و همه ما تنهاييم

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:53 موضوع: | لینک ثابت



لحظات زندگی

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است

عشق واقعی

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:51 موضوع: | لینک ثابت



دنیای شیشه ای

هميشه فكركن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس سعي كن به طرف هيچكس سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه ميشكنه دنياي خودته

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:43 موضوع: | لینک ثابت



انتهای راه ...

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري... خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني، بعد بفهمي دوست نداره... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت  ...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:42 موضوع: | لینک ثابت



درس روزگار ...

زمان به من آموخت که: دست دادن معني رفاقت نيست،بوسيدن قول ماندن نيست و عشق ورزيدن ضمانت تنها شدن نيست

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:39 موضوع: | لینک ثابت



گذشت ...

دلم مي سوزد براي نامه هاي پست نشده اي که گوشه ي طاقچه بوي کهنگي گرفتند براي گل هاي سرخي که روي ميزآرام آرام خشک شدند. براي حرف هاي ناگفته اي که گوشه ي يک سينه تلنبارماندند،بغض هاي فرو خوردهاي که هرگزفرصت شکستن نيافتند،اشک هايي که در قاب دوچشم منتظر يخ زدندوقلب تنهايي که غريبانه شکست.وبراي سکوت سنگين خانه اي که هرگز سلام را تجربه نکرد ...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:35 موضوع: | لینک ثابت



عشق حقیقی

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعي يعني همين ...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:32 موضوع: | لینک ثابت



بازی روزگار ...

بازي روزگار را نمي فهمم... من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را... ديگري مرا... و همه ما تنهاييم

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:30 موضوع: | لینک ثابت



انتخاب

هميشه کسي رو واسه دوستي انتخاب کن که اونقد قلبش بزرگ باشه تا واسه جا شدن توش مجبور نشي خودتو کوچيک کني ...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:28 موضوع: | لینک ثابت



بال پرواز ...

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 23:26 موضوع: | لینک ثابت



خوشبختی ...

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند

 حيف من زاده ي امروزم

خدايا جهنمت فرداست

 پس چرا امروز مي سوزم‌

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 14:3 موضوع: | لینک ثابت



عشق ...

عشق:
ایستادن زیر باران وخیس شدن باهم نیست.
عشق:
آن است که یکی برای دیگری چتری شود واو هیچگاه نداند که چرا خیس نشد...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:48 موضوع: | لینک ثابت



نمی بخشمت ...

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:46 موضوع: | لینک ثابت



خیلی سخته ...

خيلي سخته بغض داشته باشي اما نخواي کسي بفهمه...خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني...خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن,جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي...خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني,بعد بفهمي دوستت نداره

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:45 موضوع: | لینک ثابت



قلب محکومم ...

قلبم محكوم شد به شكستن ... غرورم محكوم شد به خرد شدن ... احساسم محكوم شد به بازي گرفته شدن ... دلم محكوم شد به تير خوردن ... چشمانم محكوم شدند به باريدن ... خاطراتم محكوم شدند به فراموش شدن ... و اما عشقت محكوم شد كه اسير بشود در ميان قطره قطره خونم ... در ميان جاي جاي قلبم ... و در ميان تكه تكه هاي قلب تكه تكه ام

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:43 موضوع: | لینک ثابت



وازه ی عشق ...

آنگاه که با دستانت واژه ي عشق را برقلبم نوشتي سواد نداشتم، اما به دستانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:42 موضوع: | لینک ثابت



روز بارانی

در يک روز بارانی با تو آشنا شدم؛ رفتيم، گفتيم، خنديديم ، چقدر خوش بوديم خيس شديم! و هنوز باران ميباريد که از هم گذشتيم؛ تو به سوئی رفتی و من به ديگر سو خيس شديم! ..... و حالا وقتی باران می بارد نمی دانم بخندم يا گريه کنم؟ زيرِ باران کدام خاطره را نگاه دارم و کدام را بشويم

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:41 موضوع: | لینک ثابت



یادت هست ...

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهم نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندی

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:38 موضوع: | لینک ثابت



شکستن قلب ...

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:37 موضوع: | لینک ثابت



همیشه در انتظارت هستم

هميشه همينطور است.... يکي مي ماند تا روزها و گريه را حساب کند يکي مي رود تا در قلبت بماند تا ابد.... اشک هايت را پشت پايش بريزي رسم روياها همين است..... که تنها بماني با اندوه خويش روزها و گريه ها را به آسمان خالي ات سنجاق کني بايد باور کني که بر نمي گردد.... که بگويي چقدر شب ها سر بي شام گذاشته اي تا بتواني هر صبح با يک شاخه گل ارزان منتظرش بماني

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:32 موضوع: | لینک ثابت



غمگینترین لحظات زندگی

هميشه غمگين ترين و رنج آور ترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته مي شه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات رو براي آدم میسازه و من وقتی ما می شه که بخوایم. پس بی خودی با حروف بازی نکن بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

 

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:29 موضوع: | لینک ثابت



عشق حقیقی ...

فکر ميکنی که عاشقی؟ اصلا ميدونی عاشق به کی ميگن؟ چند درصد فکر ميکنی که عاشقی؟ تموم زندگيت به اون وابسته‌‌ست؟ همه جا اونو ميبينی؟ اون به زندگيت معنی ميده؟ اگه يه روزی همين عشقت بره با يکی ديگه! چيکار ميکنی؟ اگه بفهمی ديگه هيچ وقت هيچ وقت نميتونی بهش برسی چی؟! اون وقت چی کار ميکنی؟ خودتو ميکشی! اونو ميکشی!؟ و يا...... اما بزار يه چيز رو بهت بگم اگه اين کار رو ميکنی مطمئن باش عاشق نيستی پس معنی واقعي عاشقي رو خراب نکن چون زمانی ميتونی بگی عاشقشم که فقط وجودش برات مهم باشه نه حضورش در کنار تو!!

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:26 موضوع: | لینک ثابت



انتظار ...

تنگ ديدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهايي ام برايت مينويسم از روزها و خاطرات خوشي سخن ميگويم که تو انها را محو کر ده اي از شروعي مينويسم که پاياني براي ان نيست از ان همه دل بستگي ها ديوانگي ها ...... باور کن اي مهر بان من که تا ابد چشم به راه باز گشتت خواهم بود

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:24 موضوع: | لینک ثابت



انتظار ...

تنگ ديدارت هستم اگر چه خودم از درون حصار تنهايي ام برايت مينويسم از روزها و خاطرات خوشي سخن ميگويم که تو انها را محو کر ده اي از شروعي مينويسم که پاياني براي ان نيست از ان همه دل بستگي ها ديوانگي ها ...... باور کن اي مهر بان من که تا ابد چشم به راه باز گشتت خواهم بود

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 10:24 موضوع: | لینک ثابت



همیشه در قلب منی ...

فکرشوکن يه شب باهم يه گوشه اي تنها باشيم با چارتا ديوار و يه سقف جدا ازاين دنيا باشيم من باشم وتوباشي و يه جفت دلهاي بي قرار فرصت خوب انتقام ازلحظه هاي انتظار فکرشوکن عروسکم به اون شب پرالتهاب چشماتوروي هم بذار امشب به ياد من بخواب فکرشوکن دستاي من روقلب توجون بگيره دل,دل بي قرارتو توسينه آروم بگيره نه ساعتي باشه که شب سربره وتموم بشه نه هيچ کسي سربرسه ثانيه اي حروم بشه هرگزنديدم به گلي لبخند زيباي تو را هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را ...

 

 

نوشته شده توسط محمد فرهانی در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 9:54 موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I